|
سايز فونت
: (-) -- -- -- -- -- (+)
|
از دوستي اينترنتي تا قتل
|
مرور بعضي اخبار حوادث ميتواند هشدارآميز باشد و از تكرار برخي وقايع تلخ و ناخوشايند پيشگيري كند. يكي از اين دست اخبار ماجراي يك دوستي اينترنتي است كه به جنايت منجر شد و تا مدتها افكار عمومي را تحت تاثير قرار داد. ماجراي مامك و آرش از جمله پروندههايي است كه در تاريخ جنايي ايران ميماند، چرا كه از اولين حوادثي بود كه با فراگير شدن اينترنت و استفاده نادرست از اين تكنولوژي رقم خورد. آرش مرد جواني بود كه در زندگي مشترك تجربه موفقي نداشت و با وجود داشتن يك فرزند دختر در سال 76 از همسرش جدا شد.
او تابستان 2 سال بعد در يك چتروم دختري به نام مامك را شناخت و به دوستي اينترنتي با او تا آنجا ادامه داد كه به ملاقات اين دختر رفت و خيلي زود دو جوان درگير يك ماجراي عاطفي شدند و تصميم گرفتند با هم ازدواج كنند ولي تجربه تلخ آرش مانع بزرگي بر سر آنها بود. هرچند مامك تصميم داشت ماجراي طلاق آرش را از خانوادهاش پنهان كند، آنها بالاخره از موضوع باخبر شدند و به مخالفت با اين وصلت پرداختند اما آرش همچنان بر خواستهاش پافشاري ميكرد.
اين گونه بود كه مشاجرات و كشمكشها شروع و مرد جوان براي رسيدن به دختر مورد علاقهاش به تهديد متوسل شد. اين وقايع براي خانواده دختر 26 ساله نگران كننده به نظر ميرسيد. آنها چاره كار را در اين ديدند كه براي مدتي فرزندشان را از فضاي تنشآلود دور كنند .به اين ترتيب مامك كه تازه از دانشگاه فارغالتحصيل شده بود چمدانهايش را بست و براي ادامه تحصيل راهي ارمنستان شد. 6 ماه در آرامش گذشت تا اين كه دختر دانشجو با استفاده از تعطيلات بين ترم به ايران بازگشت تا با خانوادهاش ملاقات كند. همزمان با اين اتفاق آرش بار ديگر خودنمايي كرد. او ديگر احتياط را كنار گذاشته و خشونت را برگزيده بود. رفتارهاي ناشايست اين مرد مادر مامك را وادار كرد از او به دليل ايجاد مزاحمت شكايت كند. اين اتهام كافي بود تا آرش بازداشت شود اما 3 روز بعد با دادن تعهد و رضايت شاكي آزاد شد. البته آرش هنوز قصد نداشت از سماجت دست بردارد. اوساعت 20 چهارشنبه دوم بهمن 81 به خانه دختر جوان در خيابان يوسفآباد رفت و دست به گروگانگيري زد و در جريان آن مامك را با چاقو كشت و سپس خودزني كرد.
مادر مامك حادثه را اين طور توضيح داده است: به همراه دو دختر و مادرشوهرم در خانه نشسته بوديم كه زنگ خانه به صدا درآمد و مردي كه پشت در بود به مادرشوهرم گفت: پستچي آمده و از خارج برايمان بسته آورده است. چند لحظه بعد صداي فريادهاي مادرشوهرم را شنيدم. دختر كوچكم براي كمك به مادربزرگش به سمت در دويد، همان لحظه صداي ناله او را شنيدم. مامك كه تا اين لحظه ساكت بود به سرعت از پلهها پايين رفت.
چند لحظه بعد آرش درحالي كه زير بغل مامك را گرفته بود، به آرامي وارد آپارتمان شد. مامك دست روي شكمش گذاشته بود، از ميان انگشتانش خون سرازير شده بود. وحشتزده به سويآرش دويدم و با فرياد از او خواستم دخترم را رها كند، اما او با يك حركت دست ضربه محكمي به سرم زد و مرا به گوشهاي پرت كرد، درحالي كه مامك را با خود ميكشيد،او را به درون يكي از اتاقها برد و در را از پشت قفل كرد. ماموران پليس بعد از اطلاع از اين گروگانگيري به سرعت به محل حادثه رفتند و وقتي وارد اتاق شدند خود را در برابر جنازه دختر جوان و پيكر نيمهجان خواستگارش ديدند. آرش به بيمارستان منتقل و پس از بهبودي محاكمه و به قصاص محكوم شد و اين حكم به اجرا درآمد.
|
|
|
|
|
|
مشخصات
: |
|
ارسال
: |
پنجشنبه 08 بهمن 1388 |
|
بازديد
:
|
115 مشاهده جزئيات
|
|
امتياز
:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|