ورود يك عضو جديد به كانون 3 نفره خانواده براي كودكي كه تاكنون عزيزدردانه خانه بود چندان خوشايند نيست چرا كه او را مانع ابراز محبت خالصانه پدر و مادر به خود ميداند. اينجاست كه كودك به مبارزه با رقيب ميپردازد و تنها راه مبارزه نيز براي او حسادت است.
به اعتقاد كارشناسان تربيتي، پذيرفتن فرزند جديد در خانواده براي كودكان سنين يك تا 5/3 سال مشكلتر است زيرا هنوز خيلي به والدينشان وابسته هستند و در حدود 6 تا 8 هفته اول پس از تولد عضو جديد، نيازها، خواستهها و حتي بهانههاي فرزند اول به اوج ميرسد و چنانچه والدين از اين تغييرات اطلاع داشته باشند بهتر ميتوانند به هماهنگ شدن و تعادل اوضاع كمك كنند.
براي فرزند اول خيلي سخت است كه مطمئن شود مادر او را به اندازه فرزند دوم دوست دارد زيرا او ميبيند مادر وقت زيادي را با فرزند دوم ميگذراند. در چنين مواردي عموما فرزند اول احساساتي از قبيل حسادت، هيجان و نفرت را با ورود عضو جديد تجربه ميكند و اين امر درخصوص كودكان كم سن از آنجايي كه نميتوانند احساسات خود را در قالب كلمات بيان كنند با بدرفتاري ، لجبازي و بهانهگيري خود را نشان ميدهد حتي ممكن است كودك در اين موارد انگشت خود را بمكد و يا به خوردن شيشه بپردازد.
در مورد كودكان بزرگتر نيز از آنجايي كه ميخواهند صبر مادر را بسنجند ممكن است رفتار بدي داشته باشند، اشيا را پرت كنند و يا اينكه از خوردن غذا خودداري كنند.
كارشناسان علوم تربيتي راههاي مختلفي براي مقابله با اين مشكل پيشنهاد ميكنند.حق مسلم هر كودك است كه قبل از تولد فرزند جديد از ورود او آگاه شود.
كودك بايد با اين حادثه كنار بيايد، با آن آشنا شود و خود را با شرايط جديد تطبيق دهد بنابراين بهتر است سه چهار ماه پيش از ورود نوزاد، آماده سازي كودك شروع شود اگر كودك در سن پيش دبستان يا دبستان است اين آمادهسازي زودتر بايد آغاز شود. لازم نيست خبر با شرح و تفصيل زياد مطرح شود، كافيست گفته شود كه قرار است فرزند ديگري به جمع خانواده اضافه شود. بعد از گفتن اين جمله بايد گوش به زنگ شد كه آيا كودك تمايلي براي دانستن چيزي بيشتر در اين مورد از خود نشان ميدهد يا خير، اگر كودك علاقهاي از خود نشان نداد بهتر است روي آن بحث نشود اما اگر كودك كنجكاوي كرد و خواست چيزهايي بيشتر در مورد آن حرف زده شود بايد به او اطلاعات داد.
در زمان بارداري، توجه، عشق و علاقه مادر كامل و صد در صد بايد معطوف به فرزند اول باشد و همين به كودك كمك ميكند كه خودش را با موقعيت جديد منطبق و سازگار سازد. به كودك بايد مفهوم ملايمت در نوازش طفل شيرخوار را ياد داد و قبل از به دنيا آمدن بچه دوم اين اعمال ملايم را با او تمرين كرد، به اين ترتيب قبل از آنكه خواهر يا برادر بزرگ يك بچه شود مفهوم برقراري يك ارتباط ملايم را ميفهمد.
اگر فرزند اول نق نقوتر، بداخلاقتر و وابستهتر از هميشه بهنظر رسيد مادر و پدر نگران نشوند، او نياز دارد كه ابراز وجود كند و اطمينان يابد كه جايش در خانواده هنوز ايمن است. با گذشت زمان و ملاحظات خاص پدر و مادر به جاي حسادت نشان دادن از خودش در رابطه با نقش جديدش در خانواده حس تسلط و كنترل پيدا ميكند و خودش را با وضعيت جديد سازگار و منطبق ميسازد.
خريدن اسباب بازيهاي جديدتر براي فرزند اول مفيد و سودمند است چرا كه وقتي فرزند دوم بدنيا ميآيد و توجه و هدايا معطوف او ميشود فرزند اول چيزهايي را براي خودش خواهد داشت كه سرش با آنها گرم شود و به خواهر و برادر كوچكش حسادت نكند.
برخي از كارشناسان امور تربيتي معتقدند اگر كودك ميگويد نوزاد را دوست ندارد پدر و مادر به او نگويند كه اين احساس بد است بلكه به او اجازه اين احساس را بدهند و مجادله نكنند و حتي گاهي با احساس او همراه شوند.همچنين آرامش كودك را تحسين كنند. اگر كودك بيش از 30 دقيقه آرام مانده است به كنارش بروند و با او باشند و براي تشويق وي برنامهريزي كنند.
پدر و مادر بايد در رفتارهايشان با ثبات باشند و عقيده خود را نسبت به وجود انضباط در كودك مشخص كنند، هنگام مشاهده رفتار نامناسب واكنش سريع نشان دهند، با كودك بحث نكنند و غر نزنند بلكه عمل كنند، او بايد بداند كه چه رفتاري از نظر والدينش مطلوب و مورد انتظار است.در عين حال مادر و پدر بايد برخي رفتارهاي نامناسب كودك مانند كودكانه صحبت كردن را ناديده بگيرند. هنگام انجام رفتارهاي بچگانه با كودك صحبت نكنند، در اين زمان از اتاق خارج شوند يا به كار خود بپردازند و فقط رفتار مطلوب كودك را تشويق كنند.همچنين فرزند اول ممكن است به دوران كودكي خود برگردد مثلا آداب توالت رفتن را فراموش كند، دچار شب ادراري شود، چهار دست و پا راه برود، در رختخواب نوزاد بخوابد و حتي انگشت خود را بمكد. در چنين مواقعي به هيچوجه كودك را نبايد سرزنش كرد جملاتي از قبيل مثل يك بچه رفتار نكن، تو حالا بزرگ شدي بدترين عباراتي است كه در اين موارد ميتوان به فرزند گفت. تنها با بهكارگيري چند روش مشكل برطرف ميشود.
مهم اين است كه فرزند شما احساس نكند كنار گذاشته شده است. بايد با رفتارهاي خود او را متوجه كنيد كه نوزاد تنها به پدر و مادر تعلق ندارد بلكه او به خانوادهاي تعلق دارد كه كودك بزرگتر نيز عضوي از آن است
مثلا ميتوانيد از تواناييهاي فرزندتان تعريف كنيد يا امتيازاتي را برايش قائل شويد و براي او توضيح دهيد كه به خاطر اين كه بزرگ شده است اين امتيازات به او تعلق ميگيرد. چنين عوامل تقويتكنندهاي به كودك ميآموزد كه بزرگ شدن و رشد كردن امتيازات خاص خود را داراست بنابراين كودك دليلي نميبيند كه رفتارهاي كودكانه در پيش بگيرد. به طور كلي پژوهشگران و محققان مسائل خانوادگي، پيدايش اين تغيير و تحولات در زندگي روزمره اعضاي خانواده را تنشزاترين حالت ممكن معرفي كردهاند. پس اگر فرزند نوپا و كوچكتان در خلال اين چارچوب زماني تا حدي سير قهقرايي را طي كند نبايستي نگران شد و بايد آن را امري طبيعي دانست كه بسيار موقتي و زودگذر است.
آشنايي كودك با نوزاد
با نزديكتر شدن موعد تولد بايد مقداري در رابطه با نوزاد به كودكتان آگاهي بدهيد. بايد به او توضيح دهيد كه فرزند جديد به مراقبت زيادي نياز دارد و به اين زوديها نميتواند همبازي خوبي براي او محسوب شود. در مورد كوچك بودن و درمانده بودن نوزاد حرف بزنيد و
به كودك خاطرنشان كنيد كه به احتمال زياد نوزاد گريه خواهد كرد و اندكي آرامش خانه را به هم خواهد ريخت. در عين حال لزومي ندارد كه با منفيبافي در مورد نوزاد محبت خود را به كودك اولتان نشان دهيد. گفتن جملاتي مانند «تو بهتر هستي، نوزاد چيزي بيشتر از يك دردسر نيست» ميتواند باعث بروز مشكلات جدي شود.
به عنوان مثال ممكن است كودك فكر كند كه از بين بردن نوزاد دردسر بزرگي را از خانواده رفع كرده است و اين به نوبه خود منجر به بروز رفتارهايي ميشود كه امنيت نوزاد را تهديد ميكند.
آماده شدن براي ورود نوزاد داراي جنبههاي عملي و احساسي است. مسلما بايد براي نوزاد رخت و لباس تهيه كرد و اتاقي را براي استراحت او در نظر گرفت. اگر قرار باشد نوزاد و كودك بزرگترتان در يك اتاق استراحت كنند، حتما بايد كودك بزرگترتان را در كار دكوراسيون اتاق دخالت دهيد.
در حقيقت نكته مهم اين است كه فرزند شما احساس نكند كنار گذاشته شده است. بايد با رفتارهاي خود به او تفهيم كنيد كه نوزاد تنها به پدر و مادر تعلق ندارد؛ بلكه او به خانوادهاي تعلق دارد كه كودك بزرگتر نيز عضوي از آن است.
جدايي از مادر هنگام زايمان
اگرچه اين روزها، مدت اقامت در بيمارستان بسيار كوتاه است، اما همين مدت كوتاه نيز ميتواند براي مادر و كودك سخت و طاقتفرسا باشد. براي اين كه كودك به يكباره با اين جدايي مواجه نشود، بايد مدتي قبل از رسيدن موعد زايمان به كودك اطلاع دهيد كه قرار است چند روزي در بيمارستان اقامت كنيد. او را مطمئن سازيد كه مدت اقامت شما در بيمارستان كوتاه است و خطري شما را تهديد نميكند. بهتر است در اواخر دوران بارداري به كودك گوشزد كنيد كه ممكن است شب هنگام به بيمارستان برويد. براي كودك بسيار دردناك است كه شبهنگام چشم باز كند و مادر خود را در منزل نبيند.
به همين دليل بهتر است موضوع را از قبل با او در ميان بگذاريد. ميتوانيد از فرزند خود بخواهيد كه شما را در بستن چمداني كه با خود به بيمارستان ميبريد، ياري كند و به او قول بدهيد كه بزودي به همراه يك خواهر يا برادر كوچك نزد او باز خواهيد گشت.