|
سايز فونت
: (-) -- -- -- -- -- (+)
|
سپيدار » تن به تن » خورشيد تازه
|
|
روي سينه هاي زخمي مرحم عشقو بذارين
خطي از دروغ و نيرنگ
روي آينه نشسته
نشکستيم نه شکستيم!
دل لاله ها شکسته
حرف سينه سرخا اين بود به قفس نميشه خو کرد
وسعت آسمونارو لب طاقچه جستجو کرد
بايد عاشقانه پر زد همدم ستاره ها شد
دل نبايد به زمين داد بايد از قفس رها شد
شب طوفان و تگرگه چتري از لاله بيارين
روي سينه هاي زخمي مرحم عشقو بذارين
نميشه بي پر و بال بود کنج پستو موندوپوسيد
بهترين ترانه هارو توي خلوت خوندو بوسيد
نذار ين يه ابر تيره پشت پنجره بمونه
نذار ين اين همه آواز توي حنجره بمونه
چي مي خوان چشماي خسته
يه دريچه نور تازه
چي مي خوان پاهاي بسته
دستايي که پل بسازه
پلي از حرفاي آبي
بهتر از هزارتا دريا
يه پلي که خسته هارو ببره تا شهر فردا
تا همون شهر قشنگي که پر از باغ و بهاره
قصه ي شيرين عشقو يا آدما بياره
شب طوفان و تگرگه چتري از لاله بيارين
روي سينه هاي زخمي مرحم عشقو بذارين |
|
|
|
|
|
مشخصات
: |
|
ارسال
: |
چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387 |
|
بازديد
:
|
91 مشاهده جزئيات
|
|
امتياز
:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|